قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
160
تاريخ الفي ( فارسى )
مبادا دعاء سعد نيز در شأن او به هدف اجابت رسد . در مقام نيازمندى درآمده با سعد گفت : زبان خجسته بيان خود را به خير جارى كن . سعد جواب داد : بدان و آگاه باش كه اگرنه ترس حضرت حقّ سبحانه دامنگير من شدى تير از شست دعا در شأن تو مىگشودم كه قطعا خطا نمىگشت . هاشم بن ابى عتبة بن ابى وقّاص ، برادرزادهء سعد ، حاضر بود . زبان به ملامت هر دو گشوده گفت : روا باشد كه شما دو مرد از اعيان مهاجر و اشراف اصحاب رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، براى متاع قليل الانتفاع دنيوى كه نزد اهل بصيرت مقدار برگ كاهى اعتبار ندارد ، با هم جدال و نزاع كنيد و خاطر يكديگر آزرده داريد ؟ ابن مسعود منفعل گشت و از مجلس سعد بيرون آمد و جمعى را واسطه ساخت و از استخلاص وجه بيت المال به ايشان استعانت جست . سعد نيز طايفهاى را در ميان كرده فرستاده مدتى مهلت طلبيده و فى الجمله تسكينى يافتند . صورت مخاصمه و مقاتلهء ايشان به عرض امير المؤمنين عثمان ، رضىّ اللّه عنه ، رسيد . از سعد و ابن مسعود به غضب رفته مثال عزل سعد از حكومت كوفه نوشت و عبد اللّه بن مسعود را در عمل خويش مقرّر داشت و رايت ايالت وليد در آن ناحيه و توابع و لواحق برافراشت و حال آنكه وى در اين وقت از قبل عمر خطّاب عامل جزيره بود به اشارت عثمان متوجّه كوفه گشت « 1 » . كوفيان چون بر اين امر وقوف يافتند ملايم طبع ايشان نيفتاد ؛ چه ، سعد مردى دانا و شجاع و كريم و نفّاع و به زهد و صلاح موصوف و معروف بود و مردم بر آثار فسق و فجور كه بر ناصيهء وليد پديد بود اطّلاع تمام داشتند . امّا چون وليد بر مسند كوفه متمكّن گشت طريقهء پسنديده پيش گرفت و در مدّت پنج سال كه به قطع و فصل مهمات اهالى آن ديار قيام مىنمود در سرايى كه در نداشت - چه جاى دربان - مسكن ساخت و بساط مباسطت و ملاطفت با وضيع و شريف و قوى و ضعيف بينداخت تا ارباب مهمّات از هرباب كه مىخواستند حاجت خود را بلاحاجب و مانع نزد وى برطبق عرض مىنهادند و ابواب اسعاف و انجاح مقاصد و كامرانى بر وجوه آمال و امانى خويش مىگشادند . در آن مدّت حكومت وليد به رضا و خوشنودى اهالى كوفه مقرون بود تا آن هنگام كه حركت شنيع كه موجب انصراف قلوب بود از وى صادر گشت « 2 » ؛ چنانچه بعد از اين سمت تحرير خواهد يافت ان شاء اللّه تعالى .
--> ( 1 ) . روزى كه وليد وارد كوفه شد ، سعد به وى گفت : آيا تو پس از ما زيرك شدهاى يا ما پس از تو احمق شدهايم ؟ - پيشين . ( 2 ) . اشاره است به شرابخوارى وليد و اقامهء نماز صبح به حال مستى در چهار ركعت . اكثر مفسران قرآن اذعان دارند بر اينكه آيهء « أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ » ؛ ( سجده ، 18 ) و آيهء « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » ؛ ( حجرات ، 6 ) دربارهء فسق وليد بن عقبه نازل شده است .